اول حمل و نقل از یهودیان در آشویتس بود 997 دختران نوجوان است. چند جان سالم به در برد.

او در حال حاضر بازگشت به آشویتس چهار بار و به اندازه کافی.

“من خوشحالم که آنها در حال انجام چیزی برای آشویتس 75,” او گفت: واشنگتن پست. “اما آنها را مجبور به انجام چیزی است که در 100 سال و 125 سال, بیش از حد.”

فریدمن Grosman رشد در روستای Hummené اسلواکی با پدر و مادر و خواهر بزرگتر لی.

اسلواکی پیوست متحدین در سال 1940. به زودی ادیت شد و مجبور به ترک مکان دبیرستان و پدر او تا به حال به فروش شیشه-برش کسب و کار به یک مسیحی بخواهد و سپس برای کار.

حتی در میان یهودیان سرکوب آن را هنوز هم تعجب که town crier اعلام کرد یک نظم جدید — تمام زنان مجرد 15 و بزرگتر شد به گزارش مدرسه تربیت بدنی در دو هفته.

به آنها گفته شد آنها خواهد بود و ثبت نام برای سه ماه کار در یک کارخانه کفش در و بود که خود را وطن پرست وظیفه برای کمک به تلاش های جنگی. اما زمانی که آنها نشان داد تا به “ثبت نام” آنها معصوم لود شده به کامیون و دور گرفته شده است. اکثر نوجوانان شد, بعضی از آنها در دهه بیست سالگی خود و تعداد انگشت شماری از مادران در چهل سوار در محل و دختران خود. هیچ یک از کسانی که مادران خواهد برای زنده ماندن.

در طی چند روز آینده یهودی بودند جاروب از تمام روستاهای اطراف. در پایان هفته فریدمن Grosman و سپس 17 و خواهرش, لی, 19 شد در اولین رسمی حمل و نقل از یهودیان در آشویتس پس از رسیدن با قطار در مارس 27, 1942.

اما چه کسی دستور داد که برای اولین بار حمل و نقل ؟ و چرا ؟

“احساس من این است که آن را [هاینریش] هیملر اما دولت اسلواکی بود قطعا به آن” شن گفت: پست.

هیملر دستور داده بود 999 زنان آلمانی از Ravensbrück زندان منتقل شود به آشویتس به عنوان نگهبانان زندان جلوتر از دختران اسلواکی’ ورود او گفت:. و است که شماره 999 — که ممکن است نهفته وسواس هیملر را همسان تعدادی از دختران که قرار بود در اول که یهودی حمل و نقل. (سنگ فرش یافت که مقامات miscounted; در واقعیت وجود دارد 997.)

“پدر و مادر البته [بودند] فریب خورده” شن گفت. اما “این بود که در جامعه مردسالار و شما بیشتر احتمال دارد به خود پدر از پسر خود.”

این زن جوان وارد شده و در لحظه ای سرنوشت ساز در اردوگاه کار اجباری ، در ابتدا آن را به حال شده است یک نازی زندان برای قطب از هر قومیت و سپس برای اسرای جنگی اتحاد جماهیر شوروی. توسط 1942 نازی ها شد و با تمرکز بر جمع آوری یهودیان هر چند آنها تا به حال هنوز رتبهدهی نشده است شروع به “راه حل نهایی” — توده های مرگ.

در واقع دختران کار واقعی نبود به کفش اما برای ساخت زیرساخت های که تبدیل این اردوگاه به یک ماشین مرگ. بیش از سال آینده آنها به طرز وحشیانه ای مجبور به تخریب ساختمان های قدیمی با دست برهنه خود را, خالی سطل زباله را از دریاچه یخ زده و ساخت ده ها تن از جدید سربازخانه. برای لباس آنها داده شد خونین لباس از مرده سربازان شوروی و چند راه راه لباس با هیچ undergarments. تمام بدن خود بودند, اصلاح کرده و کفش های خود را صاف قطعه چوب با پارچه شل و ول روابط.

بسیاری از آنها کشته شدند که سال اول — از گرسنگی و بیماری و ضرب و شتم آزمایش های پزشکی و خودکشی. فریدمن Grosman خواهر فرستاده شد به یک اتاق گاز پس از او گرفتار بیماری تیفوس. بیش از 77 سال بعد او را به غم و اندوه است که هنوز هم عمیق است.

“من تو را دیدم او وجود دارد تقریبا مرده و موش شد از دیدن او” فریدمن Grosman گفت: از طریق اشک. “او یک دختر زیبا است. و هیچ چیز بیش از او.”

به عنوان سیل از زندانیان یهودی وارد بازماندگان در میان است که برای اولین بار حمل و نقل شد “ترویج” به “ساده تر” مشاغل مانند حرکت اجساد از اتاق های گاز به کوره مرتب سازی از طریق انبوهی از طلا و جواهر و توشه گرفته از مرده و حتی تایپ در اس اس در دفاتر. این شغل در آمد فوق العاده با جیره غذایی که به آنها اجازه زنده ماندن از جنگ. اما باقی مانده نیز به معنای تماشای در وحشت به عنوان اعضای خانواده خود بودند راهپیمایی به اتاق های گاز.

هر چند آشویتس آزاد شد در ژانویه. 27, 1945 بسیاری از دختران بازمانده وجود ندارد به آن را ببینید. به عنوان نیروهای شوروی نزدیک بودند مجبور به رفتن در پیاده روی های مرگ از طریق پا از برف شد که پس از نقل مکان به دیگر اردوگاه های کار اجباری در آلمان است.

فریدمن Grosman فرستاده شد به سر می برند Ravensbrück سپس به کوچکتر camp به نام Retzow. در آنجا روشن بود به نازی ها بودند از دست دادن جنگ. نگهبانان اغلب زد برای پناه از حملات بمب گذاری که در آن نقطه فریدمن Grosman و دیگر زندانیان خواهد raid آشپزخانه برای مواد غذایی است. در زمستان در یکی دیگر از مارس تا به حال یکی دیگر از اردوگاه او و 10 دیگر کاهش یافت و پشت به خورشید در حال غروب بود زمانی که آنها گذشت یک پناهگاه کوچک. آنها زد داخل گذاشته و در تخت بر روی زمین و مخفی برای بقیه شب.

هنگامی که خورشید گل رز صبح روز بعد آنها متوجه شدم آنها — و این پناهگاه که در آن آنها پناه یک کندوی عسل از زنبور عسل است.

آن زمان فریدمن Grosman هشت هفته به عقب بر گردیم به Hummené. فوق العاده هر دو پدر و مادر او تا به حال جان سالم به عنوان یکی از همسایگان یک مرد جوان به نام Blue Grosman. فریدمن Grosman سه سال را صرف مبارزه با سل در بیمارستانی در سوئیس; او و Blue ازدواج کرده بودند به زودی پس از انتشار.

حل و فصل آنها در پراگ بود و یک پسر. فریدمن Grosman رفت و برگشت به مدرسه برای مدرک زیست شناسی و شوهرش شد موفق نویسنده است. در دهه 1960 آنها به سمت چپ کمونیست چکسلواکی برای اسرائیل; او به دنبال پسرش به تورنتو پس از مرگ شوهرش در سال 1981.

مانند بسیاری از بازماندگان هولوکاست به خصوص بازماندگان زن فریدمن Grosman نمی بحث در مورد وحشت او با تجربه برای یک مدت زمان طولانی و اهمیت اول حمل و نقل تا حد زیادی فراموش شده است.

“اگر شما نگاه کنید در بسیاری از هولوکاست جدول زمانی آنها ذکر تاریخ اول [یهودی] حمل و نقل وارد, اما آنها تقریبا هرگز می گویند که آن همه زنان جوان” شن گفت.

بسیاری از بازماندگان زن تلاش به کودکان به دلیل ظلم و ستم آنها قرار گرفتند; به علاوه, دیگر بازماندگان گاهی اوقات درمان افراد مبتلا به “تعداد کم” خالکوبی بر روی سلاح های خود را با سوء ظن به عنوان اینکه آنها نمی توانست جان سالم به در برد که در طولانی بدون انجام کاری نابخشودنی. فریدمن Grosman شماره بود 1,970.

اما سنگ فرش گفت: به عنوان جنبش زنان در زمان برگزاری در دهه 1970 علاقه به زندگی زنان در طول زمان رشد کرده. هولوکاست بنیاد پس از یافت 22 زنان از حمل و نقل که از هولوکاست جان سالم به در; سنگ فرش است مصاحبه با 20 نفر از آنان شش هنوز هم زندگی می کنند.

امروزه “ادیت یک ستاره راک در اسلواکی. همه آسین عاشق او” وقتی که او برمی گرداند به آموزش مردم در مورد هولوکاست سنگ فرش گفت.

در آپارتمان خود در تورنتو در روز شنبه دوستان به ارمغان آورد بسیاری از ظروف برای فریدمن Grosman که او نگران او را مجبور به پرتاب مواد غذایی به دور است. در بین بازدیدکننده داشته است او گفت: پست او تا به حال یک پیام برای جهان: “نفرت نیست. به دلیل نفرت به ارمغان می آورد و جنایت و نفرت و مرگ به ارمغان می آورد. من آن را دیدم من وجود دارد.”

ادامه مطلب Retropolis:

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.dehec.sutny.im