“من هرگز حتی فکر کردم من می خواستم یک عروسی سنتی. سپس معدن لغو شد به دلیل coronavirus’

منt بود یک شنبه شب هنگامی که ما متوجه ما می خواستیم به یک عروسی. ما مشغول شده بود برای دو ماه با هم به مدت شش سال و تا به حال شناخته شده ما را به ازدواج با یکی دیگر از اول بی پروا هفته جولای 2013 هنگامی که ما برای اولین بار ملاقات کرد.

من هرگز از خواب ازدواج کرده است. تالار عروسی شد همیشه چیزی دیگر مردم, افرادی که رشد کرده بود تا خواب بودن رنگ و لعاب به ابریشم و ساتن لباس شب و راه می رفت پایین راهرو با پدر خود یا که swooned بیش از الماس و طلاکاری صندلی چوبی زهوار در رفته. من در بر داشت مردسالار سنت است که در اطراف رقصید مراسم عروسی مانند پارچه سست بافت پرچمی در باد و نه شوم. رنگ نشانه کاغذ و دستمال و جم کوزه پر از گلهای وحشی بودند بیش از حد کوکی-برش saccharine برای من و این ایده از صرف هزاران پوند در یک روز صورت است که نگاه مانند هر کس دیگری احساس bonkers به یک عضو از این نسل بود که هوا کاهش یافته و به رکود اقتصادی سال 2008.

اما ما می خواستیم به سیمان رابطه ما و به بازیگران نوجوان-صدایی دوست دختر/دوست پسر monikers و ناشیانه فایده “شریک” طبقه بندی. ما می خواستیم برای محافظت از یک دیگر.

ما در مورد انجام کاری پایین کلید در لندن با فقط ما نزدیک ترین دوستان در دو: محل محلی پس از یک میخانه دریافت اما به زودی کشف کرد – پس از بازدید از یک فضای خالی در زیر راه آهن قوس بود که شارژ یک ثروت کوچک برای استخدام – که عبارت “عروسی مقرون به صرفه” است که به عنوان oxymoronic به عنوان یکی از “کوچک جمعیت”. در عین حال بیشتر ما صحبت در مورد برنامه های ما با دوستان بیشتر ما شنیده جمله: “آن گران است اما واقعا وجود دارد هیچ چیز مانند ایستاده در یک اتاق پر از همه شما را دوست دارم.” با دوستان و خانواده پوشا جهان در استرالیا, کپنهاگ, یونان هنگ کنگ و نیویورک و لس آنجلس که با عبارت نگهداری از بازگشت به ذهن ما.

و بنابراین مانند یک جفت از عشق مست احمق ها ما را رها ما بهتر قضاوت و اجازه خودمان را به جاروب در هیجان خالی کردن یک eyewatering سپرده در یک محل برای عروسی از 50 نفر (که به سرعت تبدیل شد 90 به عنوان ما قبل از empted خانواده سیاست). ما تکیه به طور کامل به عروسی شیدایی – و ما آن را دوست داشتم.

به زودی ما شب و تعطیلات آخر هفته بودند تحت سلطه با پدیده هنگامی آشکار شد بیش از صفحات گسترده, آموزش خوشنویسی, بنابراین ما می تواند ما دعوت نامه با دست و خوش با کلیک بر روی پینترست تخته که همه چیز را ما می خواهم یک بار فکر ما متنفر بودم. ما رفت و به عروسی نمایشگاه و نمی retch هنگامی که خواست به پوشیدن پوستر گفت: “عروس و داماد می شود” و مخابره زمانی که فروشندگان تبریک گفت به ما به عنوان اگر آنها تا به حال انجام همان به 249 نفر قبل از ما که در همان روز.

ما شروع با افتخار scrimping و صرفه جویی در تبدیل کردن رویدادهای اجتماعی و اتخاذ یک وسواسی ناهار بسته بندی شده برنامه. ما لغو ما جریان روزنامه و اشتراک موسیقی و تضمین تولد و کریسمس ارائه شد عروسی-تنها – فداکاری های کوچک برای اطمینان دوستان و خانواده ما تا به حال بهترین روز است.

ناخن آخر عروسی من نفرت تابوت آمد که من و مادرم رفت و به یک فروشگاه لباس عروس “برای خنده” به پایان رسید و با گریه به او لیوان prosecco و من ایستاده در لباس شب سفید تصور نامزد من بیان که او را دیدم من در آن است. برای همه وحشت از لباس عروس, خرید, هیچ چیز وجود دارد کاملا مانند لغزش به یک لباس طراحی شده صرفا به شما را مانند یک الهه برای ساخت شما سقوط قلاب, خط و وزنه برای بسیاری از آن است.

عروسی صنعت است که در میان بسیاری از بخش ها را تحت تاثیر قرار همه گیر (گتی)

به عنوان نیمه شب زده در 31 دسامبر ما زمزمه در یکی از دیگری به گوش “2020 خواهد بود ما سال”. و به عنوان ماه های زمستان عینک در عروسی بود و پنج ماه و چهار ماه – سپس به طور ناگهانی فقط سه ماه دور. من با عصبانیت شروع به خط خطی کردن ایده های کوچک عروسی نوت بوک من داده شده بود برای کریسمس در به طور فزاینده ای دیوانه وار رای من تاکید بیش از فروع و ما رقصید عصبی در اتاق نشیمن به انتخاب ما ممکن است اولین رقص آهنگ برای دیدن چگونه آن را احساس می کنید ممکن است در شب. ما شروع به دریافت واقعی برای اولین بار وحشت از هیجان است.

ما در ما خود را علاقه مند به خیال هنگامی که در 7 ژانویه, چینی, شناسایی یک رمان coronavirus. بعد از آن هفته ما رفت و به ما غذا مزه و bickered که بیش از غذای ما را دوست داشت. زمانی که ایتالیا رفت و به مستند در اواخر فوریه من هنوز در انکار و لرزشی بیش از گوشواره. مراسم ازدواج در اوایل بهار شروع به عبور از خاطرات.

چقدر افتضاح برای آنها ما فکر می کردیم در حالی که مخفیانه بازدم است که ما همچنان با خیال راحت در ماه ژوئن.

در 11 مارس سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد Covid-19 جهانی همه گیر. سطحی از جدول برنامه ها و دستمال سایه شروع به محو شدن به پشت ذهن ما; آینده از عزیزان ما اقتصاد و جامعه به شدت به مشاهده. چه هنگامی که احساس بسیار مهم برای ما در حال حاضر به نظر می رسید کاملا بی اهمیت.

جای تعجب نیست که ما ایمیل را از ما محل است که آنها می تواند بسته تا ژوئیه – یک ماه بعد از عروسی ما – اما هنوز هم احساس مانند یک پانچ در روده. روز تا به حال احساس مانند یک نور در پایان به طور فزاینده ای طولانی و پر پیچ و تونل و بوریس جانسون اعلام کرد که “بسیاری از خانواده ها در حال رفتن به از دست دادن عزیزان خود را قبل از زمان” ساخته شده فکر داشتن همه مردم ما در همان اتاق احساس همیشه تند و تلخ تر. من فکر کردم به دوستان عروسی که تا به حال گذشت شادمان بدون قطعی.

این هفته ما شروع به تماس گرفتن با شرکت های بیمه و لغو همه چیز. من اصلا انتظار آن را برای مدت طولانی; آن را بسیار آسان برای باز کردن ارزش یک سال از کار unpicking درز و برچیدن هر یک از کامپوزیت ، تامین کنندگان ما که کل کسب و کار و معیشت تحت تهدید شده اند فوق العاده مهربان به ما و ما امیدواریم که هنوز هم با آنها کار می کنند. در حال حاضر ما باید تصمیم بگیرند که آیا ما باید تنظیم مجدد و پرتاب تمام امید ما به تاریخ دیگری – اما نگاه به آینده و احساس می کند غیر ممکن است.

پنج سال پیش در حالی که در سفر به وگاس ما تقریبا به حال ازدواج نکردی اما wimped کردن تاریخ و زمان آخرین دقیقه زمانی که ما دیدم کمی غمگین وایت چپل ایستاده hungover بر روی نوار. در حال حاضر ما آرزو داشتیم چون عروس دسته و دکمه احساس وحشتناکی بی اهمیت در حال حاضر. در نهایت ما مجبور به قبول آن است که در روز عروسی ما در نهایت ممکن است بسیار متفاوت از یکی از ما برنامه ریزی شده بود فقط چند هفته پیش – اما پس از آن دوباره من انتظار خواهد همه چیز را.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>